X
تبلیغات
وادی ایمن

وادی ایمن
مددی گر به چراغی نکند آتش طور / چاره ی تیره شب وادی ایمن چکنم
تقدیم به خویشتن خویشم :

 خاطره یعنی تمام گلبرگ هایت زرد شود از اعتقاد به خورشد پشت ابر بی آنکه نگاهت آفتاب را حتی از نزدیک دیده باشد

من به خاطره محتاج نیستم من خود  خود خاطره ام که بودنت را میخواهم آنگونه که شایسته ترین بودن است در کنار ابدیت یک دنیا که در آن مواد و اجسام با کنایه فاصله ی بین من و چشمان عجیب تو نباشند 

بودنی فراتر از جسم و رنگ

دنیایی که  تو تردید میپنداری و من ایمان.............

[ شنبه دوازدهم اسفند 1391 ] [ 20:56 ] [ وادی ایمن ]

کسی که یک مشکل اخلاقی دارد، مثلا بسیار پول دوست است، این مشکل یک جایی گریبان‌گیر او می‌شود. ممکن است مدتی امتحانی در رابطه با پول پیش نیاید. اما اگر زمانی امتحانی پیش بیاید ممکن است او در همانجا به خاطر همان خُلقِ بد، زمین بخورد و ممکن است بعد از زمین خوردن دیگر بلند نشود. این مسئله بسیار بدی است و ترس دارد.

شخص دیگری ترسو است. ممکن است یک جا به خاطر این ترس زمین بخورد و دیگر بلند نشود.

همه ما یک روزی امتحانی داریم.

حتی اگر در طول عمر هیچ امتحانی پیش نیاید شیطان هنگام مرگ می‌آید و به هرکجا که بتواند چنگ می‌زند و نمی‌گذارد انسان با اعتقاد به خدا از دنیا برود.

در یک امری در دل شک می‌اندازد. در یک جایی اعتقاد را از بین می‌برد. این یک مطلب مسلم است.

البته اینطور نیست که در طول عمر هیچ امتحانی پیش نیاید، اما بر فرض اگر هم چنین اتفاقی بیفتد، حضور شیطان در هنگام مرگ یک امر قطعی و بسیار جدی است. اگر ما یک جایی مشکل داشته باشیم از همانجا زمین می‌خوریم.

در زمان‌های قدیم مکرر داستانی را نقل می‌کردند:

یک آقایی یک ظرف عتیقه داشت که بسیار آن را دوست داشت. مریض شد و حالش بسیار سخت شد. مدام به او می‌گفتند که لا اله الا الله بگو. او رویش را به سمت دیگری می‌گرداند.

اطرافیان گفتند که ما فکر می‌کردیم این مسلمان و مؤمن است و خدا را قبول دارد. پراکنده شدند و او را طرد کردند. خدا مرحمت کرد و او در آن زمان از دنیا نرفت و حالش خوب شد. بعد متوجه شد هیچ کس به او اعتنایی نمی‌کند.

بعد همه را جمع کرد و گفت واقعیت این است که من این ظرف را بسیار دوست داشتم. در آن لحظه که شما به من می‌گفتید لااله‌الاالله بگو، شیطان به من می‌گفت اگر بگویی این ظرف را می‌شکنم.

 اینها مثال و داستان و قصه است. ممکن است واقعیت داشته باشد و ممکن است واقعیت نداشته باشد. اما مطلبی که بیان شده درست است.

اگر انسان مشکلی داشته باشد، آن مشکل انسان را زمین می‌زند. اگر فهم انسان صحیح باشد و معارف درست کسب کرده باشد و اخلاقیاتش درست باشد، هیچگاه نمی‌لغزد.

منبع: fars news & shia24

[ شنبه بیست و هشتم بهمن 1391 ] [ 8:34 ] [ وادی ایمن ]

از حضرت صادق علیه السّلام روایت شده است که ایشان فرمودند:

امام حسن مجتبى علیه السّلام دوست شوخ طبعی داشتند، چند روزى نزد آن حضرت نیامده بود، روزى آمد، امام مجتبى علیه السّلام به او فرمودند :

حالت چطور است و شب را چگونه به بامداد رساندى؟

عرض کرد:

صبح کردم در حالیکه به خلاف آنچه خود دوست دارم و آنچه خدا دوست مى‏دارد، و آنچه شیطان دوست مى‏دارد هستم.

امام حسن علیه السلام خندیدند، و فرمودند:

این چگونه حالی است؟

عرض کرد: چون خداى عزّ و جلّ دوست دارد وى را اطاعت نمایم و نافرمانیش نکنم، و من چنان نیستم، و شیطان دوست مى‏دارد معصیت خدا را انجام دهم و فرمان بردار او (خدا) نباشم و چنان نیستم، و من دوست دارم که نمیرم ولی چنان نخواهد شد و من خواهم مرد.

 در این هنگام مردى براى حضرت به پاخاست و عرض کرد:

اى پسر پیغمبر خدا، چرا ما از مرگ بیزاریم و آن را دوست نمى‏داریم؟

امام حسن علیه السّلام فرمودند:

به خاطر اینکه شما سراى آخرت خویش را ویران ساخته‏اید، و دنیاى فانى خود را آباد، و مایل نیستید از آبادى به ویرانى جابجا شوید.

 

[ شنبه بیست و هشتم بهمن 1391 ] [ 8:15 ] [ وادی ایمن ]
سم الله الرحمن الرحيم
ملت مسلمان و قهرمان و مبارز ايران! در اين لحظه حساس كه به لطف خداوند تعالي مبارزات قهرمانانه شما سدهاي استبداد و استعمار را يكي پس از ديگري مي شكند و انقلاب اسلامي شما شكوفه ها و ميوه هاي خود را آشكار مي سازد، لازم مي دانم ضمن اظهار تشكر و قدرداني از يك يك شما برادران و خواهران چند نكته را يادآوري نمايم: 
بقیه در ادامه مطلب


ادامه مطلب
[ دوشنبه شانزدهم بهمن 1391 ] [ 18:13 ] [ وادی ایمن ]

٭ هواپیمای امام با تمام دل‌نگرانی‌هایش سرانجام صبح امروز در فرودگاه مهرآباد بر زمین نشست.


٭ سرود «خمینی ای امام، خمینی ای امام» در سالن فرودگاه چنان پرطنین بود که همه را میخکوب کرده بود.


٭ متن پیام خوشامدگویی که توسط استاد شهید مطهری نگاشته شده بود (سیری در زندگی استاد مطهری، ص 128) توسط یکی از دانشجویان قرائت شد.


٭ماشین حامل حضرت امام در میان سیل جمعیت خروشان ایران اسلامی راهی بهشت زهرا شد تا ضمن تجدید پیمان با شهدای انقلاب اولین دیدار را با مردم که او را به عنوان امام خود با عشق و علاقه پذیرا گشته بودند، سخن بگوید.


٭ سپس امام سخنرانی تاریخی خود را آغاز می‌کنند:


«بسم‌الله الرحمن الرحیم.


ما در این مدت مصیبت‌ها دیده‌ایم؛ مصیبت‌های بسیار بزرگ، مصیبت‌های زن‌های جوان‌مرده، مردهای اولاد از دست داده، طفل‌های پدر از دست داده... این آقا که خودش هم خودش را قبول ندارد، رفقایش هم قبول ندارند، ملت هم قبولش ندارد، ارتش هم قبولش ندارد، فقط آمریکا از او پشتیبانی کرده... بر همه ما واجب است که این نهضت را ادامه بدهیم تا آن وقتی که اینها ساقط شوند. ما به واسطه‌ی آرای مردم، مجلس مؤسسان و دولت موقت و دولت دائم را تعیین می‌کنیم.» (صحیفه نور، ج 4)


٭ با اتمام سخنرانی امام جمعیت مجدداً به سمت جایگاه هجوم آوردند. امام نتوانست سوار هلی‌کوپتر شود و بلافاصله سوار بر آمبولانسی که آنجا بود، شدند. بالاخره در بین راه امام سوار هلی‌کوپتر شدند و به سمت تهران پرواز کردند؛ امام بلافاصله به بیمارستان هزار تختخوابی رفتند تا از مجروحان حوادث اخیر که در آنجا بستری بودند دیدار کنند؛ امام از بیمارستان به منزل یکی از بستگان خود رفتند و عصر نیز با تماس به مدرسه رفاه از محل اقامت خود مسئولان کمیته استقبال را مطلع می‌سازند.


٭ در گزارشات روزنامه‌ها ارقام جالبی از شکستن تلویزیون‌ها به علت قطع پخش برنامه‌ی ورود امام آمده است. (کیهان 14/11/1357، ص 2 و ص 8)


٭ خبرگزاری یونایتدپرس تعداد مستقبلین را در طول مسیر فرودگاه تا بهشت زهرا را چهار میلیون نفر و در بهشت زهرا نیم میلیون نفر گزارش کزد. رادیو کلن شمار جمعیت را پنج تا شش میلیون ذکر کرده است. خبرنگاران داخلی نیز تعداد جمعیت را پنج میلیون نفر ذکر کردند. (کیهان، 14/11/57، ص 8 و 3)


٭ در حدود ساعت 11:05 ماشین حامل امام وارد میدان آزادی شده و در میان شور و شوق و اشتیاق شدید استقبال‌کنندگان و پس از یکبار دور زدن دور میدان وارد خیابان آزادی شد؛ ماشین امام که چند نفر هم برای محافظت روی سقف آن نشسته بودند با طی مسافت چند کیلومتری دور میدان و در میان بارانی از گل و گلاب و نقل که بر ماشین می‌بارید و اشک‌های شوق که بر گونه‌ها جاری بود به سمت دانشگاه تهران به حرکت درآمد.


٭ امام در مقابل دانشگاه به علت تراکم بیش از حد مستقبلین بالاجبار سخنرانی نکردند و از چهار راه ولی‌عصر به سوی میدان راه‌آهن به حرکت درآمدند، شاید یکی از دلایل عدم سخنرانی امام غیر از تجمع و تراکم در مقابل دانشگاه همین وضعیتی بود که گروه‌های سیاسی برای سوءاستفاده به وجود آورده بودند.


٭ امام در ساعت 10:5 اولین شب اقامت در ایران علیرغم خستگی زیاد اعضای کمیته برگزاری استقبال را به حضور پذیرفتند و برای آنان سخنرانی کردند. (کیهان، 14/11/57، ص 4)

[ دوشنبه شانزدهم بهمن 1391 ] [ 18:5 ] [ وادی ایمن ]
انســــــــــــان موجودیست که زیــاد موجود نـــــیــــســت

[ شنبه هفتم بهمن 1391 ] [ 21:8 ] [ وادی ایمن ]

[ پنجشنبه پنجم بهمن 1391 ] [ 19:5 ] [ وادی ایمن ]

به گزارش  " صراط "، کشورهایی هستند که برای زندگی زنان مناسب نیستند و کمترین امنیت را زنان در این کشور ها دارند. در برخی از این کشور زنان با سخت ترین شرایط زندگی دست و پنجه نرم می کنند و با مشکلات زیادی رو به رو می شوند و همچنین حق و حقوق آنها نیز پایمال می شود.



1. کنگو 

بیشترین آمار نا امنی و تجاوز برای کشور کنگو است. کنگو کشوری است در مرکز آفریقا، پایتخت آن کینشازا است، جمهوری دموکراتیک کنگو دوّمین کشور بزرگ در آفریقا و یازدهمین کشور بزرگ جهان به‌شمار می‌آید. جنگ دوم کنگو که از سال 1998 شروع شد تقریبا این کشور را ویران کرد که در پی این جنگ ها نا امنی نیز در این کشور پهناور گسترش یافت.


طبق یک گزارش در سال 2009 بیش تر از 8000 زن در این کشور مورد تجاوز قرار گرفتند، در پی تحقیقات شخصی به نام Jimmie Briggs اعلام شد که زنان این کشور با بیماری های روانی ناشی از استرس زیاد دست و پنجه نرم می کنند.


2.سومالی

دومین کشور نا امن برای زنان سومالی است. در این کشور زنان اوضاع بدی دارند به طوری که اولین پست سیاسی به یک زن سال گذشته در این کشور داده شد. در نوامبر سال 2012 فوزیه یوسف حاجی اولین زن سومالیایی بود که وزیر امور خارجه این کشور شد.  در سومالی نیز مانند کنگو آمار تجاوز زیاد است و همچنین به زن ها ارزش زیادی قائل نیستند.

در این لیست به ترتیب بعد از کونگو و سومالی کشورهای زیر قرار گرفته اند که این رتبه بندی بر اساس حق رای ، میزان ارزش برای زن و اذیت و آزار جنسی زنان تایین شده است. / م ر


3.هند 

4-عراق

5-مالی 

6-چین 

7-افغانستان

8-پاکستان

9-عربستان سعودی

10-نپال

[ چهارشنبه چهارم بهمن 1391 ] [ 18:19 ] [ وادی ایمن ]
قابل توجه سایتها و وبلاگهایی که به اعدام زورگیران اعتراض کردند.....

اینها تنها بخش بسیار کوچکی از اتفاقاتی است که روزانه در سطح کشور توسط زورگیران انجام میشود:

- مسافر بودم و قصد داشتم تا با هواپیما به شهر تبریز بروم که در میدان آزادی سوار یک دستگاه خودرو پراید با چهار سرنشین شدم که در بین راه متوجه شدم چهار سرنشین پراید، زورگیر هستند.

سرنشینان پراید مرا مورد ضرب و شتم شدید قرار دادند و همزمان اقدام به سرقت مبلغ 5 میلیون تومان وجه نقد، دو عدد گوشی تلفن همراه و دیگر مدارک شناسایی همراهم کردند؛ آنها حتی به بلیط هواپیما نیز رحم نکرده و آنرا بازپس نداند؛ به آنها التماس کردم که پول هایم را بردارند اما حداقل اجازه دهند تا من بتوانم خود را به پرواز برسانم و به آنها نیز گفتم که مادرم در بخش مراقبت های ویژه بیمارستان بستری است و هر لحظه امکان دارد که از دنیا برود اما آنها بدون توجه به خواهش و التماس هایم، مرا به جاده قدیم برده و در حالیکه در طی این مدت، همین آقا (بهروز ) با یک انبردست پوست گردنم را می کشید اقدام به بستن دست و دهانم با یک چسب پهن کرده و نهایتا مرا در مکانی خلوت در جاده قدیم کرج از ماشین پیاده و متواری شدند.

- نمی دانستم که آنها از بانک به دنبالم هستند. وقتی داخل کوچه پیچیدم ، ناگهان بر سرم ریختند و در حالی که تیزی قمه را زیر گلویم حس می کردم ، همه پول هایم را بردند و من ماندم و گلویی که ردی از قمه بر آن مانده بود.

- دست و پایمان را بستند و به جایی دورتر از جاده بردند و در برابر چشمان من و کودک 4 ساله ام به همسرم تجاوز کردند و سپس با ماشینم فرار کردند.

- برای چندمین بار به مغازه ام آمد و بعد از برداشتن کلی خرت و پرت و نوشیدن یک بطری نوشابه ، به حال مسخره گفت:"اینم بزن به حساب." عصبانی شدم و گفتم: دیگه مغازه من نیا مفت خور! به سمتم آمد ، با کله اش بر روی دماغم کوبید و فردایش وانتم را با دوستانش درب و داغان کرد و پیام فرستاد: ما هر وقت عشقمان کشید می آییم و هر چه خواستیم می بریم.

- زن در حالی که گریه می کرد گفت:...ناگهان دست و دهان مرا بستند و پس از سرقت طلاهايم، نقاط مختلف بدنم را با چاقو داغ کردند. آنان سپس با قيچي موهايم را بريدند و از اعمال وحشيانه خودشان هم فيلم گرفتند. پس از آن مرد جوان مرا تهديد کرد که بايد مبلغ ۱۲ ميليون تومان پول برايشان جور کنم وگر نه فيلم مرا پخش خواهند کرد. آنان تلفن همراه مرا نيز گرفتند تا نتوانم با جايي تماس بگيرم.

- زن در حالی که اشک می ریخت ، التماس می کرد: مرا بی حیثیت نکنید ، من شوهر دارم ؛ ولی آنها بر صورت زن بی نوا سیلی می زدند و در حالی که می خندیدند ، نعره می کشیدند: خفه شو و هر کاری که می گوییم انجام بده...!


- پشت چراغ قرمز ایستاده بودم که ناگهان یک نفر از در شاگرد ، وارد ماشین شد و در حالی که با کلتی به سمتم نشانه رفته بود ، فریاد زد: یا پیاده می شی یا شلیک می کنم ، خواستم مقاومت کنم که با دسته کلت بر سرم کوبید و در حالی که خون از سر رویم جاری بود ، مرا بیرون انداخت و با ماشینم در رفت.

 حالا شما قضاوت کنید اگر برای این زورگیران تنها به زندانی شدن اکتفا شود ایا پس از ازادی همان اتفاق ها تکرار نخواهند شد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟/


برچسب‌ها: اعدام زورگیران, زورگیری, زندانی یا اعدام
[ چهارشنبه چهارم بهمن 1391 ] [ 18:0 ] [ وادی ایمن ]


مومن ،مومن نیست مگر در او سه خصلت باشد : 
سنتی از پروردگارش ،سنتی از پیامبرش وسنتی از امامش 

سنت پروردگارش راز پوشی است 

وسنت پیامبرش مدارا با مردم 

واما سنت امامش شکیبایی در سختی وتنگی.

[ چهارشنبه بیست و هفتم دی 1391 ] [ 18:44 ] [ وادی ایمن ]

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

همه جهان را به دنبال کسی گشتم که لایق عشق من باشد هیچ کس یافت نشد....
اما خدای من ..خالق عشق ... همانا تو خود عشقی...
قلب من و عشق من نثار تو
امکانات وب

ضد شيطان پرستي